گزارشي تلخ از آذربايجان غربي :
همیشه شنیدن ضایعه از دست رفتن کودکان موجب تاثر ما میگردد اما شنیدن اینکه تعلل در انجام وظیفه چند نفر , علت این ضایعه است قلب آدمی را می فشارد ، حمیدرضا فقط 15 ماهه بود ! فقط 15 ماهه !
در چنین های و هوی غریب که سخن از بهبود زندگی بیماران هموفیل و فراهم آوردن شرایط جدید زندگی برای آنان در فضای جامعه طنین انداز است شنیدن چنین خبری یاد آور برخی غفلت هاست که البته در این عرصه قضاوت به عهده خواننده این گزارش خواهد بود که غفلت از کیست ، و چرا غافلند ، و آیا جان انسان ها می تواند دستاویز چنین بی مسئولیتی هایی باشد .
محمد رضا برادر دو قلوی حمید رضا دیگر تنها ست . عصر روز جمعه 9/9/86 حمید رضا که خون دماغ شده بود را به بیمارستان می برند و علی رغم تماس مکرر با پزشک محترم و اعلام آمادگی وی برای حضور در بیمارستان ، این مهم تا پس از ساعت 9 صبح روز شنبه صورت نپذیرفت . پزشک ، پس از معاینه دستور اعزام کودک را به مرکز درمانی واقع در ارومیه صادر نمود ولی تاخیر در اعزام به حدی بود که بعد از ظهر روز شنبه و پس از 50 دقیقه بستری شدن در بیمارستان مطهری ارومیه حمید رضا را فقط به علت خون ریزی بینی از دست دادیم .
حمید رضا رفت و در این دنیا نگنجید ولی تا چه زمان این رفتن ها قلب خانواده بزرگ هموفیل را خواهد آزرد و مسئولین حتی کلمه ای کوچک از تاسف را دریغ خواهند نمود !؟
این اولین مورد در باب تعلل و تاخیر در درمان نیست که می توان به چندین مشکل حاد درمانی ایجاد شده در مراکز درمانی استان اشاره نمود که پاسخ های دریافتی از آن مراکز توجیه هایی در باب نبود امکانات نیروی کار متخصص بوده است .
اما آیا می شود این عوامل دلایل توجیه پذیری در مقابل جان کودکان این خاک پاک باشد ؟