اهميت ناهنجاري‌هاي اجتماعي در مرحله مشكل‌گيري :: www.zendegimagazin.com :: زندگی
اهميت ناهنجاري‌هاي اجتماعي در مرحله مشكل‌گيري

به روز شده در : يکشنبه 17 آذر 1387 - 14:14



بررسي عوامل موثر بر فرار دختران

معضلات اجتماعي از جمله‌ عوامل تضعيف بنيان‌هاي تربيتي هر جامعه است. در ايران هرازگاهي يكي از معضلات نمود بيشتري در رسانه‌ها پيدا مي‌كند و پس از مدتي به فراموشي سپرده مي‌شود. البته در همان مدت كوتاه، با توجه به اهميت، حل مشكل تنها در پاره‌اي از اقدامات سطحي خلاصه مي‌شود و ادامه نمي‌يابد.
مواد مخدر نوين، كودك آزاري، طلاق، خيابان خواب‌ها و ... از جمله مهم‌ترين موضوعات اجتماعي قابل بررسي در جامعه ايران است. اما با عنايت به اهميت ويژه مقام زن در اجتماع و پيامدهاي سلامت رواني و رفتاري اين قشر از جامعه، در مقاله ذيل به موضوع دختران فراري و عوامل موثر بر ترك خانه در دختران پرداخته خواهد شد.
چندي پيش دكتر مصطفي اقليما، رئيس انجمن مددكاري ايران 80 درصد دختران فراري را كمتر از 20سال عنوان كرد و خاطرنشان ساخت 46 درصد اين دختران اعتراف به آزار و اذيت مرتب از سوي والدين داشته‌اند. اين آمار نشانگر نقش مستقيم و غيرقابل انكار خانواده‌ها در نحوه شكل‌گيري شخصيت فرزندان آنهاست. زيرا كه اولين محيطي كه هر فرد در آن رفتار اجتماعي را مي‌آموزد و قدرت تطبيق روحيات با جامعه را ياد مي‌گيرد، خانواده است. اما كانون خانواده گاهي به طور ناآگاهانه باعث انزجار فرزند از اين محيط و گرايش به محيط‌هاي خارج از خانه براي كسب اشتراكات ملزوم شخصيتي مي‌شود.
تجربه نشان داده ميزان نارضايتي نوجوان يا جوان از خانواده، تقريبا ارتباطي با طبقه اجتماعي خانواده نداشته و به نظر مي‌رسد قدرت اقتصادي هر خانواده تنها عاملي براي تعيين سقف خواسته‌هاي فرزند است.
مشكلات اقتصادي
بسياري از كارشناسان مسائل اجتماعي فقر اقتصادي را مهم‌ترين دليل دختران براي فرار از خانه مي‌دانند. واضح است كه اگر تربيت صحيح فرزند، خلاء مشكلات اقتصادي موجود در خانواده را پرنكند، ناخودآگاه مسبب ايجاد محيطي غيرقابل تحمل براي شخص مي‌گردد. دختران جوان در هر خانواده علاقمند به همرنگ شدن با جامعه هستند و در پس قسمت اعظم درخواست‌هاي آنها از والدين، شعف خودنمايي و برتري نسبت به ديگر همسالان مشاهده مي‌گردد. محيط بيرون از خانه نيز، امروزه آن چنان مدپرستي در ميان جوانان به خصوص دختران افزايش يافته كه خانواده‌ها رابعضا به سكوت در مقابل تنوع‌طلبي بي‌اندازه و گاها بدسليقگي فرزندان مجاب مي‌كند. متاسفانه در مراحل پيشرفته‌تر، پيامدهاي مشكلات اقتصادي باعث ميل دختران جوان به خروج از كشور شده در به فعليت رساندن اعمال ناشايست جهت كسب درآمد نقش ايفا مي‌كند. البته تن‌فروشي، سرقت، قاچاق و موارد ديگر اين چنيني سال‌هاست كه گريبان جامعه را گرفته، به طوري كه علاوه بر پايتخت، امروز شهرستان‌هاي كشور نيز كمابيش شاهد چنين وقوع اتفاقاتي از سوي دختران فراري هستند. در همدان و به خصوص در ترمينال اصلي شهر از اين موارد به وفور ملاحظه مي‌گردد كه اگر هر چه سريعتر ريشه‌هاي اين معضل يعني فرار دختران و گسيل آنها به اعمال خلاف قانون بررسي و درمان نشود، زمينه مناسب براي پيدايش سوءاستفادكنندگان سازمان يافته يا اصطلاحا "خاله‌ها" روز به روز بيشتر خواهد شد چرا كه افرادي با تجربيات بالا و از جنس آنها، راحت‌تر مي‌توانند با اغفال‌شدگان رابطه برقرار كرده و به سوءاستفاده دختران بپردازند.
اختلافات خانوادگي
پدر و مادر اركان به وجود آمدن يك خانواده و در مراحل بعد متضمن سلامتي آن هستند. در واقع اگر روابط والدين با يكديگر يا با اعضاي خانواده همراه با نزاع، تنش و بي‌علاقگي باشد، به طور حتم سلامت رواني فرزندان نيز به مخاطره خواهد افتاد. يكي از دلايل فرار دختران از خانه اين مسئله مي‌تواند باشد كه بعضا تاركان خانواده، قصد دستيابي به محيطي با آرامش و امن را دارند.
اهميت نقش روابط خانوادگي در تامين محيط مناسب براي فرزندان به قدري است كه حتي تقسيم نگاه‌هاي محبت‌آميز والدين و رفتار غيرتبعيض آميز آنها، به تنهايي راه‌گشاي بسياري از كاستي‌هاي نوجوان يا جوان خواهد بود. گاهي فشار بيش از حد و اجبار براي ازدواج و يا عدم ازدواج فرزند، آينده‌اي تاريك در ذهن دختران ترسيم مي‌كند كه به نوعي استقلال خويش را در دور از والدين بودن جستجو مي‌نمايد.
بديهي است سطح فرهنگ خانواده، جداي از ميزان ثروت آن، عاملي موثر بر تربيت فرزندان است. آزادي بيش از حد و همچنين تنگناهاي غيرمعقول مسبب ايجاد خواسته‌هاي بي‌جاي خانواده از فرزند و يا بالعكس مي‌گردد كه در صورت عدم دستيابي طرفين به اين خواسته‌ها، زمينه نارضايتي و اختلافات ريشه‌دار پديد مي‌آيد.
همان‌گونه كه ذكر شد، پدر و مادر اصلي‌ترين نقش را براي تربيت فرزندان برعهده دراند و معمولا خانواده‌هايي دچار معضل فرار از خانه دختران مي‌گردند كه علاوه بر عدم احترام به احساسات جوان خويش، سير رشد روحي و جسمي افراد خانواده را به فراموشي مي‌سپارند و اين مسئله به عنوان زخمي كهنه به يكباره سرباز مي‌زند. جالب اينكه خانواده‌ها مشكلات به وجود آمده براي فرزند خود را غيرپيش‌بيني اعلام مي‌كنند در حالي كه عوامل و جريان‌هاي مختلف زندگي باعث شدت گرفتن و انفجار ناگهاني يك مشكل مي‌شود و آن را به سوي به وجود آمدن معضل سوق مي‌دهد.
باتوجه به روحيه ماجراجو و حساس دختران جوان، گاهي تحت فشارهاي به وجود آمده در درون خانواده، به مرور تفكر تباهي و نابودي جاي اصلاح و تحمل را مي‌گيرد. دختر جوان با لج بازي در مقابل خود يا ديگران، تنها راه‌حل مسئله را تباهي مي‌پندارد. در صورت به حد نهايت رسيدن آستانه تحمل و ايجاد افسردگي در فرد، او خود را در مقابل مشكلات عاجز مي‌بيند و حتي براي جلب توجه افكار ويران‌كننده در ذهن او نقش مي‌بندد.
طلاق
خوشبختانه تاكنون گفتارهاي فراواني در مورد پيامدهاي طلاق در خانواده و اجتماع بيان شده است. حادثه طلاق در يك خانواده از چند جنبه قابل بررسي است كه مي‌تواند موارد بي‌سرپرستي يا بدسرپرستي، نامادري و ناپدري را دربرگيرد.
در درجه اول ضربات روحي وارده به فرزندان به وسيله جدايي والدين، خود موتور محركي براي ناامني و از هم گسيختگي محيط خانواده است. به طور حتم باعث به وجود آمدن يك خلاء عظيم در قاعده رواني فرزند مي‌گردد. از دست دادن يكي از والدين براي فرزند از سويي مخرب است و از طرف ديگر جايگزيني فردي به عنوان ناپدري يا نامادري ممكن است برنارضايتي وي از وضعيت ادامه زندگي بيافزايد. ناپدري يا نامادري‌اي كه شايد حتي وظايف خود را به خوبي انجام دهند و رويه مثبتي در پيش گيرند، اما چون به عنوان جايگزين به زندگي شخص وارد شده‌اند، نوعي فاصله بين آنها و فرزندان شكل خواهد گرفت.
حال به موارد فوق، تقسيم فرزند يا فرزندان ميان پدر و مادر پس از طلاق را مي‌توان اضافه كرد تا حجم ضربات روحي و رواني وارده، بيشتر مشخص شود.
اعتياد
دادگاه‌هاي خانواده مملو از زوج‌هايي است كه اعتياد يكي از طرفين را مشكل اصلي خود عنوان مي‌كنند. همين‌طور در بسياري از مصاحبات صورت گرفته با دختران فراري، معضل اعتياد در خانواده آنها به عنوان مهم‌ترين دليل ترك خانواده بيان مي‌شود.
اعتياد از آن دست مشكلاتي است كه علاوه بر شخص معتاد، اطرافيان را نيز درگير حواشي خود مي‌كند و فرزندان خانواده‌هاي داراي شخص معتاد، بيشتر به دليل اينكه ناخواسته با سرافكندگي ناشي از آن مواجه مي‌شوند، متحمل خسارات افزون‌تري مي‌گردند.
اما همان فرزنداني كه به جهت فرار از سرافكندگي‌هاي به وجود آمده، به سوي فرار از خانه متمايل مي‌شوند، گاه پس از فرار، خود نيز در اين دام مي‌افتند. طبيعي است كه محيط‌هاي خارج از خانواده اكثرا مامن مناسبي براي دختران نيستند و يكي از اولين مخاطرات در كمين براي آنها، لغزش به سوي اعتياد است.
فردي كه بعد از خانواده ديگر هيچ حامي واقعي ندارد، مجبور به اعتماد در مقابل بسياري افراد و پذيرش خواسته‌هاي آنها مي‌گردد. حتي ممكن است يكي از راه‌هاي تباهي خود كه در سرفصل قبل از نظر گذرانده شد را استفاده از مواد مخدر بداند.
جمع‌هايي كه ممكن است پذيراي دختران ترك خانه كرده باشند، تلقين به استفاده از مواد مخدر براي رهايي از مشكلات را معمولا در پيش مي‌گيرند كه در واقع اين خواسته از شخص به عنوان يك زنجير و دليلي بر فرمان‌برداري او عمل خواهد كرد.
دلايل ديگري نيز هست...
سرفصل‌هايي كه مورد بررسي قرار گرفت، تنها بخشي از دلايل فرار دختران از خانه قلمداد مي‌شود كه در صورت نگاه كلي‌تر به اين معضل اجتماعي، موارد ديگري نيز به چشم خواهد خورد. بارداري نامشروع، تفكرات و القائات دوجنسي بودن، درگيري در مسايل عشقي و... از ديگر عوامل موثر بر فرار دختران مي‌تواند باشد.
اما باز هم بايد بر اهميت نقش خانواده در تربيت صحيح فرزندان و احترام و پرورش خواسته‌هاي معقول او تاكيد كرد. زيرا بسياري از رفتارهاي اجتماعي شخص مبين نوع برخورد با وي در خانواده است.
مهرداد طهماسبي - همدان





چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

 
Login






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد

جستجو


copy right 2007,zendegimagazin.com

Powered by Parsis Co