نامه پدر جانباخته دكتر فرداد فروحي به مديرعامل كانون هموفيلي ايران :: www.zendegimagazin.com :: زندگی
نامه پدر جانباخته دكتر فرداد فروحي به مديرعامل كانون هموفيلي ايران

به روز شده در : يکشنبه 31 خرداد 1388 - 14:14



ثروت بيکران خلقت متعلق به خلايق است
وفرداها سهيم در هرچه بوده و هست و خواهد بود
به نام خالق يکتا


برادر گرامي جناب آقاي قويدل
مدير عامل محترم کانون هموفيلي ايران

سلام عليکم
با احترام،پيوسته توفيق شما را در همه امور حيات آرزومنديم.امروز به خواست خداوند تبارک و تعالي و برابر مقررات،رفع حوائج و تضمين سلامتي عده اي از انسانهاي نيازمند به نام بيماران هموفيلي به عهده شماست اميد است در اين طيق خداپسندانه و پر سنگلاخ با پشتوانه باري تعالي گام برداشته،پيروز و مويد باشيد.
شرايط حيات فرزندم،امانت خدا "دکتر فرداد فروحي" را ميشانختيد و اما اين بار:
روزي با درد کتف راست در منزل ماند و پس از دو روز تزريق فايبا و مداوا بهبود نسبي حاصل شد،قصد رفتن به اداره داشت.اما....در لحظاتي کوتاه قفسه سينه راست،زير بغل و کتف او شروع به تورم کرد،نيت حرکت به تهران کردم و آمبولانس خواستم اما با بهم خوردن شرايط تنفسي اش جرأت نکردم او را از رشت خارج کنم،ناچار به بخش اورژانس بيمارستان حضرت رسول اکرم (ص) رشت بردم و پس از اقدامات اوليه به منظور تحت نظر گرفتن بيمار او را به بخش سي سي يو انتقال دادند.تلاش متخصص داخلي (پزشکان آنکال) با عيادت و مشاوره پزشکان متخصص:قلب،عفوني،جراحي،وفوق تخصص هماتولوژي آغاز شد.
پس از چند روز عفونت از سمت راست سينه سرباز کرد و خون و چرک به مرور زمان تخليه شد،پانسمان بر حسب نياز ادامه يافت،اختلال تنفسي چون عارضه اي ثانوي بود به حالت طبيعي برگشت،تب قطع شد و تورم فروکش کرد،منتظر ترميم نسوج وبسته شدن حفره بودم.
بيمار به شرايطي رسيد که مدت دو هفته شام و نهار او را به دليل عادت به غذاي منزل به بالين او بردم،ميز غذا را گذاشتند با ميل و رغبت تغذيه مي شد و گاهي اوقات پاهايش را کنار تخت آويزان مي کرد،مجله دانشمند و نشريات آمريکايي خون از انجمن AABB رسيد برايش بردم به آنجا رسيد که در پاسخ احوالپرسي ها با اطمينان قول ميدادم که پس از يک هفته تا ده روز بيمار را به منزل خواهم آورد زيرا انجام خدمت اداري ام در بهداشت و درمان به مدت سي و شش سال و نيم،پوشيدن روپوش سفيد به مدت چهل و پنج سال ،
اندوختن تجربه شبانه روزي با همراهي اين بيمار در منزل و بيمارستان و راه مدرسه و دانشگاه و محل کار به مدت چهل و يک سال ،همدم وهمراز بودن با پزشک و بيمار به مدت بيش از نيم قرن و بنيان گذار شماري از اولين هاي حرفه ام در سطح استان گيلان به من اين جرات را داد که بتوانم به نتيجه درمان قضاوت کنم.
اعلام عدم ارسال فاکتور و دستور حرکت بيمار به تهران مرا در مقابل عملي قرار داد که نگه داشتن بيمار مرگ مسلم و حرکت بيمار دشوار به نظر مي رسيد و به ناچار راه دوم را انتخاب کردم.
با توجه به آسيبي که به سلول هاي داخلي بيمار رسيده و درمان به نهايت نرسيده بود خونريزي مجدد در راه سبب آزار دوباره اي شد که تحويل فاکتور هاي انعقادي در تهران تا مرز پنج برابر پيشنهادي پزشک معتمد دانشگاه گيلان –معاونت درمان ،داروي بعد از مرگ سهراب بود و قتل اتفاق افتاد.
مشکل از اينجا آغاز شد:مسئولين دارو در حاليکه از مدتها پيش گيلان را از بين استان هاي کشور مورد بي مهري قرار داده بودند که اين مي تواند سرنخي از شناخت حرکت براي قدرت نمايي باشد (با توجه به پيش نويس کننده نامه هاي ارسالي )اين بار خانم دکتر متخصص داخلي را چنان با شماره نظام پزشکي معرفي مي کنند که انتظار توبيخ او را دارند!!؟
در حاليکه ايشان در اولين برخورد با چنين بيماري نهايت دقت و درايت عمل کردند که بهبود بيمار دليل بر اين ادعاست.
و اما مدعيان چنين کردند:
1- تلاش جدي عدهاي از پزشکان سرشناس استان را سبک انگاشتند!!
2- سهمي هدرمان اين بيمار را فقط 15 ميلي گرم فاکتور 7 تعيين کردند!!؟
3- ناظران بر درمان دانشگاه را مقصر اعلام فرمودند!!
4- به دليل عدم پشتوانه فاکتور ،انجام بعضي از اعمال جراحي را منع و براي پزشک و جراح ايجاد وحشت نمودند!
5- از ارسال فاکتور به موقع نياز فوري به استان خودداري نموده و وعده ارسال کتبي دارو را صادر کردند!
6- دستور اصولي مصرف دارو براي بيمار:نسبت به وزن،شدت و شرايط بيماري يعني دستور آموخته هاي دانشگاهي خود و واصول ساخت همه داروهاي جهاني را ناديده گرفتند!
7- ليست نياز يکماهه فاکتور توسط پزشک معالج را که بنا به پيشنهاد و پيغام مسئول پخش دارو در بيمارستان 17 شهريور رشت براي نگهداري در انبار دارو با تنظيم سند قبض انبار و تحويل آن در صورت تقاضاي بيمارستان با سند حواله انبار و تحويل آن به بيماربا نسخه پزشک نوشته شده بود ملاک مصرف قرارداده و با بزرگ نمايي قيمتن دارو به عمد: (هر عدد فاکتور 7«4.8 ميلي گرمي» به مبلغ :441666666 ريال)
(چهارصد وچهل ويک ميليون ششصدوشصت وشش ريال)
براي هر خواننده نامه ايجاد ترس و وحشت کرده اند که دقيقا" جاي بررسي است خصوصا" از نمايندگي صليب سرخ جهاني.(به گمانم در وزارتخانه دفتر کار داشته باشند و احتمالا" در قفيمت غذا و دارو نظارت دارند.
8- نسبت به تقاضاي کارشناسي شده پزشک معتمد دانشگاه علوم پزشکي – معاونت درمان براي ادامه درمان بيمار و نهايت مرخصي از بيمارستان بي توجه بوده و از ارسال مورد تقاضا ورزيده اند و توضيح اينکه با اطلاع از شرح حالبيمارو عيادتهايي که توسط پزشکان دانشگاه از بيمار شده بود در اتاق کميسيونپزشکي تصميم به درخواست سي عددفاکتور بود ولي هنگام نوشتن نامه به تهران ه خاطر احتياط سي و پنج عدد مرقومک فرمودند .
نتيجه آن شد که نبايد مي شد و اين تدابير غلط ،اين فاجعه بزرگ را بوجود آورد و مرگ کسي را ديديم که بر همگان توان کارايي او مشهود و ثابت است و استعداد مثمر به ثمرش از عده اي از دست اندکاران مدعي بيشتر،آينده اش ممکن بود به حول و قوه الهي رهگشاي روشنتري بزاي بيماران مي شد.
حال با دستپاچگي خطاکاران و صدور دستورات متعدد و نامناسب و ايجاد سردي در پزشکان معالج که به سمع اکثر همکارانشان رسيده است و در مسير امر قرار گرفته اند،آينده اي تاريک براي بيماران و پذيرش آنه در موارد اورژانس مي بينيم.
تقاضا دارد با توان،تدابير و تجربه چندين ساله براي شفاف شدن قضاوتها و اشکار نمودن خطاي خاطي ،با اقدام قانوني وظايف شرعي و عرفي خود را انجام داده و آينده ساز اين بيماران نيازمند باشيد.
خداوند قادر مطلق يار و ياور شماست زيرا تاکيد بر اين است که خداوند نيکوکاران را دوست دارد.


با تشکر- محمد رضا فروحي




چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

 
Login






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد

جستجو


copy right 2007,zendegimagazin.com

Powered by Parsis Co