|
نقش ایمان و اعتقادات دینی در کاهش آلام و درمان بیماریها
به روز شده در :
سهشنبه 15 دي 1388 - 10:20

|
مقدمه : بی شک هر فرد دارای اعتقاداتی است و کلیه اعمال او برگرفته از این باورها ست ، این باورها و اعتقادات نشات گرفته از قبول واقعیاتی است که دردرون هرانسان بصورت بالفطره وجود دارد ، چنانکه گفته اند : هر سوفیستی در درون خود ناچار از قبول این حقیقت است که واقعیتی وجود دارد هرچند در ظاهر بر خلاف این باور درونی را اظهارنماید . آنچه که انسان امروز با کمال تأسف اسیر آنست ، غفلت است از خود ، خود را از یاد برده است چون خدا را ازیاد برده است . این فراموشی در مرحله ای به خودآگاهی تبدیل میگردد . خودآگاهی و توجه به خود ناشی از درد و رنجی است که جسم یا روح او را متأثر ساخته است . وجود درد موجب توجه به خود شده و در نتیجه برای رفع آن به چاره جوئی برمی خیزد . انسان معاصردرگیر مسائل بسیاری است که برای از بین بردن یا کم کردن آنها از ابزار های مختلفی بهره میبرد ، از جمله راهکارهائی که از دوران گذشته مورد توجه انسان بوده است پناه بردن به قدرت بیکران الهی است ، این موضوع اینک بصورت دیگری در دیدگاه های روانشناسی و روانپزشکی مورد توجه قرار گرفته است .
نقش ایمان و اعتقادات دینی در کاهش آلام و درمان بیماریها
رفتار دینی یکی از رفتار های پیچیده انسانی است که کمتر مورد توجه روانشناسان قرار گرفته البته بوده اند اندیشمندان و پژوهشگرانی که به نقش دین در سلامت روح و جسم اشاره داشته اند ، راش ، یونگ ، جیمز ، فرانکل و فروم هر کدام به نوبه خود اهمیت رفتار ها و اعتقادات دینی را یادآور شده اند ، اما قسمت عمده روانشناسی نسبت به این موضوع بی تفاوت بوده و به سادگی از کنار آن عبور کرده است . بسیاری از فرهنگها افزون بر درمانهای پزشکی کلاسیک ، روشهای سازمان یافته ای برای مقابله با بیماریهای جسمی و روحی دارند . در این روشها همواره ایمان و اعتقاد دینی دارای اهمیت بوده و درمان مبتنی بر ایمان به خداوند به عنوان قدرتی فوق طبیعت سابقه دیرینه ای در میان پیروان ادیان گوناگون دارد ( نس و وینتروب 1981 ) . تردیدی نیست که پزشکی نوین پیشرفتهای زیادی کرده است و سیری شتابان در دستیابی به دقیقترین روشهای درمانی دارد و تکنولوژی جدید پزشکی با پیچیده ترین ابزار ها به کمک پزشکان آمده . آخرین روشهای تشخیصی ، جراحی و درمانی از یک سو و شیوه های دقیق روان درمانی مبتنی بر جدیدترین یافته های روانشناختی از سوی دیگر برای درمان و کاستن درد های جسمی و روانی انسان بکار گرفته شده ، با این حال انسان دردمند هنوز در چنگال بسیاری از بیماریها اسیر مانده و این پیشرفت ها گره گشای مشکلات نیست . امروزه ثابت شده است که بینش انسان واعتقاد وی به مبانی دینی و ایمان به اصول الهی در بهبود سیر بیماری و کاستن درد و رنج و افزایش تحمل عوارض بیماری ، نقش تعیین کننده ای دارد . تاثیر این عامل در پیشگیری از مسائل و مشکلاتی مانند خودکشی ، اعتیاد به مواد مخدر، بزهکاری ، طلاق وافسردگی ، در تحقیقات بسیاری تایید شده است . بسیاری از جوامع بشری بر حسب فرهنگ و باورهای خود از برخی مراسم خاص آن فرهنگ در درمان بیماریهای جسمی و روحی و کاهش دردهای بیماران بهره میبرند ، ازجمله این روشها استفاده از ایمان دینی و اعتقاد فرد به شفادهی توسط خداوند است . اجرای مراسم و آئین های خاص برای درمان بیماران در بین قبایل بدوی نیز گونه ای از این روشهای درمانی مبتنی برباورهای فردی است مطالعه برخی از پژوهشهای انجام شده نشانگر نمونه هائی از تاثیر ایمان و اعتقاد دینی بر درمان بیماریها است . پژوهشها نشان میدهند که ایمان و باور دینی رابطه مستقیمی با بهداشت روانی داشته و مکانیسمهای سازگاری را افزایش داده و بهبودی ناراحتی های ناشی از رویداد های ضربه ای را تسریع مینماید. ( لارسون و شریل 1992 ) . شریل و لارسون در چند پژوهش ديگر در مورد افرادی که دچار سوختگی شدید بودند دریافتند که درمانهای مبتنی بر آموزه های دینی و تحکیم باور به خداوند ، بهبودی سریعتر را در مقایسه با گروه شاهد در پی داشته است .( 1988 ) . کسم مقاومت بیشتری نسبت به عوارض بیماری را در مبتلایان به بیماریهای سخت در افراد مذهبی ، در مقایسه با گروه شاهد مشاهده کرد ( 1988 ) . روی و پیترسون ( 1985 ) در مقاله پژوهشی ارزشمند خود تحت عنوان " جایگاه ایمان دینی در بهداشت روانی " نتیجه میگیرند که ایمان به خداوند و باور های دینی در دوره های دشوار و تحمل ناپذیر از جمله رویاروئی با بیماریهای سخت جسمی به انسان آرامش میبخشد . ویلتز و کریدر ( 1988 ) در بررسی بالینی خود کاهش میزان درد را در بیمارانی که از دردهای شدید جسمی رنج میبردند و از مراسم مذهبی واعتقاد به شفادهی خداوند بهره جسته اند ذکر مینماید . پرسمن ( 1990 ) بیماران بستری در یک بخش ارتوپدی را که دچار ضایعات استخوانی از جمله شکستگی استخوان ران بودند مورد مطالعات بالینی قرار داد و دریافت که آندسته از بیمارانی که دارای ایمان دینی بوده و از باور های خود بهره جسته و خواستار شفای خود از خداوند بودند در مقایسه با گروه شاهد افسردگی کمتری داشته و زودتر بستر بیماری را ترک کرده اند . بررسیهای مربوط به اثر بخش بودن باورهای دینی در مبتلایان به اختلالات روانی نیز فراوان است . از جمله مي توان به عناوين "درمان و بهبود علائم در مبتلایان به اختلالات اضطرابی و افسردگی" نوشته ( گالانتر 1978 ) ، "سوگ ناشی از فقدان عزیزان و اختلالات روانتني" نوشته ( گریفیث 1983 ) و " اختلالات شخصیتی و جنسی" به قلم ( پتیسون 1985 ) اشاره نمود. پژوهشهاي ( کواکلی و مکنا 1986 ) همچنین نشان میدهند که علاوه بر اثرات مثبت ایمان به خداوند و باورقدرت الهی در درمان بیماریهای جسمی و روحی ، تاثیر مراسم ویژه در درمان مذهبی دارای اهمیت است. ( تالبوت 1983 ) تصريح دارد در اینگونه مراسم که " شفای ایمانی " خوانده میشود ، با کمک خواستن از خداوند شفای بیماران خواسته میشود استفاده از روش درمان دینی در جوامع دارای مذاهب الهی و بخصوص مسیحیت شایع است. تحقیقات بسیاری از طرف ( پتیسون ، لپینز و دوئر - 1973 ) و ( اسنو- 1974 ) نشان داده اند که دینداری ، ایمان و عبادت موجب تقویت سیستم ایمنی در سطح ایمونوگلوبولینها و کیلرسلها و سایر مکانیسمهای ایمنی میشوند . كالابرس از محققان اين امر در سال 1987 چنين نگاشته است "زمانیکه انسان دردمند و تنها ، ناامید از کمک دیگران در کاهش دردهای جسمی یا روانی خود راه بجائی نمیبرد ، هنگامیکه امید به بهبودی از بیمار مبتلا به بیماری جسمی یا روحی با سیری مزمن و پیشرونده ، سلب میشود و درمانهای کلاسیک کمکی به او نمیکنند ، تنها راهی که برای نجات از اضطراب ، افسردگی و دردهای جانکاه او باقی میماند یاری جستن از ایمان و باور دینی است." بیماران گرچه میپذیرند که بیماریشان در حیطه تخصص پزشکان است ، اما در درون و فطرت خود برای تاثیرات ماوراالطبیعه و رحمت خداوند مقام و جایگاه خاصی قائلند . بنابراین لازم است به موازات آموزش بهداشت و رعایت موازین پزشکی به مردم اطمینان داده شود که باورهای آنان در زمینه علل ایجاد بیماریها و شفاجوئی های مذهبی مورد احترام است و از این باورها در جهت درمان بیماری بهره گرفته شود . روبرتز از پژوهشگران درمانهای دینی بر این باوراست که باید در کنار هر دانشکده پزشکی مدرن یک نمازخانه و عبادتگاه برپا کرد . ثابت شده است که ایمان برای ما تندرستی به ارمغان می آورد ،کسانیکه درمراسم مذهبی شرکت میکنند سالهای طولانیتری نسبت به دیگران عمر میکنند ، آنها حتی زمانیکه به بیماریهای مهلک مبتلا میشوند ، بدلیل ایمانی که به خدای مهربان دارند بهتر مقاومت میکنند . حتی ایدز در برابر ایمان و اراده این افراد شانس چندانی برای ازپای درآوردن آنها ندارد . به گفته دکتر گیل ، روانپزشک و روانشناسی که روی " بیماری ایدز و نقش اعتقادات دینی در مبارزه با آن " مطالعه میکند ، این افراد با روحشان بیماری را مهار میکنند دکتر نیوبرگ که نویسنده چهار کتاب در زمینه مغز و روح و جسم است و بیش از پانزده سال است که روی مغز و ارتباط آن با معنویت مطالعه میکند میگوید : روش کاری مغز با معنویت و روحانیت آنقدر پیچیده است که برای شناخت آن به سالها وقت نیاز داریم . نیوبرگ مغز تعدادی از افراد را که از ضعف حافظه شکایت داشتند اسکن کرد و پس از یکدوره عبادت و نیایش مجددا اسکن را تکرار کرد ، لوب های مغز تراکم بیشتری را نشان میدادند و حافظه افراد بهبودی پیدا کرده بود . برای نشان دادن اهمیت رابطه اعتقادات دینی و دعا و نیایش با سلامتی شاید بهتر است بدانیم فقط از سال 2000 تا کنون بیش از 6000 مطالعه در این باره منتشر شده است . مطالعه روی قرصهای بی اثری که به بیماران بعنوان آرامبخش داده میشوند و یا اثرات دیگری از آنها که به بیماران تلقین میگردد ، همگی نشان میدهند که مغز مطابق اطلاعاتی که دریافت میکند ، شرایط را تغییر میدهد تا اثرات دارو را برای بدن ایجاد کند . مغز اطلاعات را از محیط میگیرد ، داده ها را در اختیار بخشهای دیگر قرار میدهد و برای مثال موجب ترشح دوپامین میگردد تا همان اثرات داروئی را در بدن بیمار داشته باشد . نیوبرگ میگوید : ذهن ما این توانائی را دارد که به روش های مختلف اثرات درمانی روی بیمار داشته باشد ، ما دلایل علمی برای اثبات شفا از طریق دعای دیگران نداریم ، ولی همینقدر که بیمار میداند کسی برای او دعا میکند بسیار موثر است . اگر اعتقاد به شفابخشی یک قرص اینقدر نیرومند باشد ، عقیده به وجود خداوند و التزام به تعالیم دینی باید تاثیر بسیار شگرفی در زندگی انسانها داشته باشد . گر چه امروزه ما برای اثبات آشکارترین حقایق که فطرتا" مورد قبول هر وجدان پاکی است ، به دیدگاههای دانشمندان غربی متوسل می گردیم وآنها را شاهد می آوریم ، ولی بعنوان یک مسلمان نباید فراموش کنیم که آنچه را که دانشمندان غربی در قرون اخیر بدان رسیده و عنوان می کنند ، بیش از هزاروچهارصد سال است که در متون اسلامی ما و قران و احادیث بر آنها تاکید شده است . قرآن خود را شفا می نامد ( و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان و گروندگان شفا و بهبودی و رحمت و مهربانی است می فرستیم . سوره اسراء آیه 82 ) . ویا آنجا که میفرماید : ( اوست که مرا می آفریند ومرا هدایت می کند ، و اوست که مرا سیر و سیراب می کند ، و آنگاه که بیمار شوم اوست که مرا شفا می دهد . سوره شعرا آیه 80 ) . و همچنین می فرماید ( و بتحقیق ما شما را با ترس ، گرسنگی ، از دست دادن اموال و خویشان وجانهایتان و آنچه بدست آورده اید ، می آزمائیم و ( ای پیامبر ) آنان را که صبر کنند بشارت ده . کسانی را که هر گاه بر آنان مصیبتی وارد شد گفتند : ما از خدائیم و بسوی او باز میگردیم . آنان همان کسانی هستند که سلام و صلوات و رحمت خداوند بر آنها نازل میشود و آنان رستگارانند . سوره بقره آیات 157- 155 ) در پايان اين مطلب متاسفانه بايد گفت در جهان امروز ما بحق مصداق این غزل خواجۀ شیرازیم که : سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وآنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد گوهری کزصدف کون ومکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
تمامی این مطالعات نشانگر این مطلب مهم است که وظيفه ما در قبال بيماران اول به وجود آوردن آمادگي پذيرش آنچه که هستند و دوم باورآنكه که قدرت فائق آمدن بر وضعیت موجود را دارند. رسالت ما در کاهش آلام بیماران سوق دادن آنان بسوی آنچه که در فطرت آنها به ودیعت گذارده شده و شناختن نیرو های خدادادی است که شاید تا کنون از آن غافل بوده اند .
نورالله طاهری - عضو هيئت مديره كانون هموفيلي ايران و عضو كميته روانشناسي فدراسيون جهاني هموفيلي
|