• نخستين مورد آلودگي بيماران هموفيلي با فرآورده هاي خوني وارداتي 1364-1363 • افتتاح اولين پالايشگاه خون كشور 1373 • بازديد دو نفر از اعضاء فدراسيون جهاني هموفيلي از پالايشگاه خون ايران 1375 • دومين مورد آلودگي بيماران هموفيلي ( ابتلاي به هپاتيت سي ) 1376 • بازديد هيئتي از سازمان بهداشت جهاني از پالايشگاه خون ايران 1376 • دستور توقف خط توليد فرآورده هاي انعقادي پالايشگاه توسط وزارت بهداشت 1376 • صدور اولين حكم دادگاه به نفع 974 نفر از بيماران و خانواده هاي جان باختگان 1383 • صدور دومين حكم دادگاه به نفع 171 نفر از بيماران و خانواده هاي جان باختگان 1385 • تشكيل پرونده آلوده شدگان بالغ بر 1400 نفراز آلوده شدگان ديگر در قوه قضائيه 1385 • موافقت دولت براي تأسيس نخستين پالايشگاه خون ايران 1385
نگاهي ديگر : چشم انداز توليد پلاسما در كشور
فاجعه آلودگي بيماران هموفيلي به ايدز از طريق مصرف فرآورده هاي خوني وارداتي از كشور فرانسه در سال هاي 4-1363 كه بالغ بر 200 قرباني از جامعه هموفيلي گرفت. انگيزه تأسيس پالايشگاه خوني در كشور قرار گرفت كه با هدف بهره برداري از منابع پلاسمايي داخلي در سال 1373 شد اما متأسفانه خط توليد آن 3 سال بعد (1376) به علت مجهز نبودن به سيستم ويروس زدايي به وسيله وزارت بهداشت تعطيل شد. اين دو حادثه تأسف آور در دهه شصت و هفتاد موجب تشكيل پرونده قضائي براي احقاق حق مصرف كنندگان دائمي خون و فرآورده هاي خوني شد كه تا كنون بالغ 2500 نفر از آسيب ديدگان آن به مراجع قضائي مراجعه كرده اند. حال پس از گذشت 10 سال از تشكيل پرونده قضائي بيماران هموفيلي زمزمه احداث نخستين پالايشگاه خون ايران با اختصاص 25 ميليون يورو از طرف دولت نهم مطرح است. عليرغم آن كه جاي اميدواري است كه اين اقدام پس از ده سال از بازديد هيئتي از سازمان بهداشت جهاني و تأييد مجهز نبودن پالايشگاه خون ايران به سيستم ويروس زدايي منجر به اقدام اساسي گردد. نويد راه اندازي فاز اول پالايشگاه انتقال خون ايران تا سال 1388 از سوي رسول ديناروند ، معاون سازمان غذا و داروي وزارت بهداشت داده شده ، اما عبدالحميد چراغعلي مشاور مدير عامل سازمان انتقال خون در امور صنعت پلاسما معتقد است كه زمينه ايجاد صنعت پلاسما از بسياري از كشورهاي جهان سوم عقب تريم و به هيچ وجه توانايي صادر كردن پلاسما را نداريم. در اين راستا كانون هموفيلي ايران نگراني خود را در سرمقاله شماره پيشين نشريه زندگي ( شماره 18) در اين زمينه ابراز داشته و اعلام كرده است بايد نسبت به تثبيت استانداردهاي جمع آوري پلاسما در سطحي برابر با كشورهاي پيشرفته اقدام كرد. سايت همشهري آنلاين در صفحه پزشكي خود در 25 شهريور ماه گفتگويي با دكتر چراغعلي ، مشاور مدير عامل سازمان انتقال خون در امور صنعت پلاسمايي انجام داده است كه در آن در زمينه احداث پالايشگاه اعلام شده است :'' نمي توان از موفقيت در اقداماتمان حرف بزنيم چون در دهه 50 ايجاد صنعت پلاسمايي در كشور مطرح شد و با اين حال با گذشت بيش از 30 سال امروز پالايشگاه پلاسمايي نداريم و در اين باره از بسياري از كشورهاي جهان سوم عقب تريم.'' وي در مورد قضيه احداث فاز اول پالايشگاه تا سال 88 هم گفته است كه صحبت ديناروند ، معاون سازمان غذا و داروي وزارت بهداشت زياد منطقي نيست چون هنوز هيچ قراردادي با شركت خارجي طرف قرارداد نتوانسته ايم ببنديم و تا وقتي كه طرف قرارداد خارجي را پيدا نكرده و منابع مالي مورد نياز را تأمين نكرده ايم نمي توانيم انتظار داشته باشيم تا 2 سال ديگر پالايشگاه راه اندازي شود و اين اتفاق شايد 15 سال ديگر هم نيفتد. چراغعلي با اشاره به اين كه در حال حاضر 87 شركت وجود دارد كه مي توان تجهيزات احداث پالايشگاه را از آن ها خريد و البته چند شركت امريكايي هم از اين فهرست حذف مي شوند اعلام كرده است كه يكي دو شركت اروپايي به خاطر بي اعتمادي به سازمان انتقال خون تمايلي به فروش تجهيزات ندارند ، با يكي دو شركت ديگر وارد مذاكره شده ايم و با يكي از آنها موافقت نامه اوليه هم امضاء شده است و البته اميد آن داريم تا دو سال ديگر نخستين محصول را توليد كنيم. مشاور مدير عامل سازمان انتقال خون در امور صنعت پلاسما با اشاره به اين كه مهمترين مشتقات پلاسما ، فاكتورهاي انعقادي 8 و 9 است كه در بيماران هموفيلي از آنها استفاده مي شود كه در مرحله دوم توليد است. وي در ادامه اظهار داشته كه آلبومين در مرحله اول و ايمونوگلوبولين ها در مرحله آخر توليد مي شوند و ما هنوز در مرحله اول پروژه هستيم كه نسبتا" طولاني است و بايد در اين مرحله تمام تجهيزات براي كل پروژه نصب و راه اندازي شود. وي با بيان اين كه داروهاي مشتق از پلاسما در حال حاضر بيشتر وارداتي است و ما از نظر قيمت اين مشتقات با مشكلات اساسي مواجهيم ، دكتر چراغعلي تأكيد نموده كه اگر هم پالايشگاه راه اندازي شود تنها مي توانيم 20% نيازهاي داخلي خودمان را تأمين كنيم و به هيچ وجه توانايي صادر كردن اين محصولات را نداريم چون بايد سالانه امكان توليد 700 هزار ليتر پلاسما را داشته باشيم در حالي كه تنها 15 هزار ليتر پلاسما در كشورمان توليد مي شود. در اين راستا كانون هموفيلي ايران هم در سرمقاله شماره پيشين نشريه زندگي از مسئولان بهداشتي كشور تقاضا كرده است حال كه زمزمه هاي جديدي براي راه اندازي پالايشگاهي ديگر در كشور به گوش مي رسد اين بار با دقت و درايت بيشتري اقدام شود و ابتدا بايد نسبت به تثبيت استانداردهاي جمع آوري پلاسما در سطحي برابر با كشورهاي پيشرفته اقدام شود. اين هدف با سرمايه گذاري هايي كه در اين زمينه انجام شده و مي شود كاملا" عملي است. پلاسماي تهيه شده در كشور ما بايد با اطمينان كامل همراه با مدارك مطمئن ، نظير پلاسما مستر فايل ( Plasma Master File ) در پالايشگاه هاي معتبر به عنوان مواد اوليه به كار گرفته و همزمان بيماران ايراني و ( مثلا" ) آلماني از آن استفاده كنند. اگر محصولات توليد شده از پلاسماي ايراني فقط در ايران مصرف شود بايد به دنبال دلايل آن باشيم. كانون هموفيلي ايران با اعتقاد به اين كه توليد پلاسما و مشتقات آن از نيازهاي اساسي كشور است ، از هر پروژه خودكفائي در صنعت پلاسما به طور عملي حمايت مي كند.